Dienstag, 29. Mai 2012

پناهنده سياسي كيست؟

زنده یاد غلام حسین ساعدی

پناهنده سياسي كيست؟
پناهنده سياسي كسي است كه چهره به چهره روبه ‌رو، در برابر حكومت مسلّط ايستاده بود، و اگر بيرون آمده،‌از ترس جان نبوده است.
‌او با همان فكر مبارزه و با سلاح انديشه خويش ترك خاك و ديار كرده است.
در اين ميان هستند بسياري از نويسندگان، شاعران، نقاشان،‌مجسمه ‌سازان، كه سلاح آنها همان كارشان است و در جرگه رزمندگان ديگر قرار مي‌گيرند.
پناهنده سياسي نيّتش اين است كه با جلّادان حاكم بر وطنش تا نفس آخر بجنگد و حاضر نيست از پا بيفتد.
به لقمه ‌ناني بسنده مي‌كند، ناله سرنمي ‌دهد و شكوه نمي ‌كند.
مدام در تلاش است كه ديوار جهنم آخوندها را بشكند و به خانه برگردد. خانه ‌او وطن اوست.
براي تميز كردن خانه قدرت روحي كافي دارد و وقتي آشغالها جمع شدند، حاضر است سرتاسر وطن را با مژّه‌هاي خود پاك كند.
از جان گذشته است ‌و مطلقاً‌ نمي‌ترسد.
پناهنده سياسي نارنجكي است كه به ‌موقع مي‌خواهد ضامن را بكشد و كوهي را از جا بركند با دست بريده براي هر كار يدي حاضر است، با پاي بريده مدام مي ‌دود و با چشمان كم ‌سو همه ‌جا را مي‌بيند.‌
روحيه پناهنده سياسي عضلاني است، انگار كه از سرب ريخته شده.
واهمه ‌يي از مرگ ندارد، ‌و زماني كه خود را در صف پناهنده‌هاي قلّابي مي‌بيند، خشم جان او را به لب مي‌رساند، چون مي‌بيند ستون فقرات بشردوستي ساخته و پرداخته حكومتها فرقي بين او و دلالان اسلحه نمي‌گذارد. اولي مدام با دو گذرنامه در رفت و آمد است.. ولي او اگر پا به وطن بگذارد،‌ جمهوري اسلامي امكان نفس كشيدن نيز برايش نخواهد گذاشت و پاي ديوار خواهدش كاشت و سوراخ سوارخش خواهد كرد.
دراين‌جاست كه قوانين به يك‌باره بي‌اعتبار مي‌شوند. دراين جاست كه بايد تأملي مثلاً‌در «قرارداد1951» كرد، يا در قوانين و مقرّرات ديگر
سوءتفاهم نشود، منظور اين نيست كه كشورهاي پناه‌دهنده سختگيري بكنند. اصلاً حتّي تلاش فراواني بايد كرد كه به آواره‌هاي دور افتاده بيش از پيش توجّه شود،‌اين تلاش امر بسيار لازمي است. غرض اين است كه فرق «پناهنده‌سياسي» قلّابي با «پناهنده‌سياسي واقعي» روشن شود. اين دو از يك جنس و از يك قماش نيستند.
پناهنده سياسي قلّابي جانوري است همه چيز خوار، ولي پناهنده سياسي واقعي انساني است مرگ بركف،‌كه بي‌هيچ چشم‌داشتي مي‌خواهد كمر رژيم جمهوري اسلامي را بشكند، خشت روي خشت بگذارد و خانه تازه و وطن تازه‌يي بسازد.

ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است

Dienstag, 22. Mai 2012

در سالگرد به خون تپيدن چریک فدايی خلق رفيق امير پرويز پويان

من اين گل را می شناسم 
در سالگرد به خون تپيدن چریک فدايی خلق رفيق امير پرويز پويان

نوشته سعيد سلطانپور به ياد پرويز پويان
رها کنيد مرا
رها کنيد شانه و بازويم
رها کنيد مرا تا ببينم
من اين گل را می شناسم
من با اين گل سرخ د رقهوه خانه ها نشسته ام
من به اين گل سرخ د رميدان راه آهن سلام داد هام
آ... ی
من اين گل را م یشناسم
در زندان بودم که خبر رسيد. عکس رفيق با ديگر رفقايش در روزنامه بود. نگاهم روی عکس ماند... پويان... شگفتا...
آغاز کردند...
پس آن سفرهايش به روستاها، آن دوستی هايش با مردمان جورواجور... آن پيرمرد روستايی در قطار... آن جوان با آن
لباس چرب و روغنی در قهوه خانه ... آن يادداشت ها... آن شيوه های مختلف لباس پوشيد نهايش.... شکل مردم بود...
مثل مردم حرف م یزد ... آن کتاب ها... آن ترجمه ها، آن غيب تهای ناگهانی... يک روز در مشهد... يک روز در
روستاهای گيلان... يک روز در شهرهای لرستان... يک روز در تبريز... هميشه در ميان مردم و به ندرت در ميان ما
روشنفکران... به راستی شگفت انگيز بود. و آن روز... کنار چمن دانشگاه... نوشته ای از جرج حبش ترجمه م یکرد.
گنارش نشسته بودم، سر برداشت. آن چهره ی سبز تند. آن چشم های نافذ مهربان و آن لحن بومی صدايش: "نيروهای
انقلابی ايران چوب خيانت حزب توده را م یخورند. اين خيانت تاريخی است. تنها با يک حرکت تاريخی می توان آن را
شست." "اين ديکتاتوری گنديده است. مردم با يد باور کنند". "از مارکسيسم حرف زدن بد نيست. به مارکسيسم عمل
کردن دشوار است". و بعد... با لحنی ساده پرسيد: "می توانی به من گريم ياد بدهی؟!" تعجب کردم و به آرامی گفت: "به
تئاتر علاقمندم، شايد بيايم بچه ها را گريم کنم..." و آن شب... زمستان بود. نفس روی سبيل ها يخ می بست. آن جثه ی
مقاوم و چالاک... آن پيکر ريز اما يکپارچه تحرک و تلاش... می لرزيد... با آن پيراهن و ژاکت تازه، با آن کت
معمولی... عجيب اصرار داشت سرد نيست... گفت: "لباس زياد دست و پاگير است" ... گفتم: "آخر اين هم شد لباس"
گفت: "خيلی هم اشرافيه". و دستش را که در جيب داشت از آستر بال کت بيرون آورد و با پنج هاش ادا درآورد. خنده ام
گرفت. خنديد: "شايد تو هم روزی لازم باشد آستر کتت را پاره کنی." سر در نياوردم. در آن يخبندان هزاران متر قدم
زديم و او از زندگی کارگران م یگفت. از زندگی دهقانان ها، از سنديکاها، از شرکت های زراعی... از بانک ها... از
وام های مردم تهی دست... و بعد... از روشنفکران بورژوايی می گفت: "همه د رخلوت و در حرف می ارزند!!" گفتم:
"چه می شود کرد؟" خنديد. گفت: "اگر برايم با دقت بگويی چه نمی شود کرد، به تو خواهم گفت چه می شود کرد."
خاموش ماندم. "برای آن که حتی بفهمی چه نمی شود کرد بايد کار کنی، بايد جامعه را بشناسی. به دهات بروی. از
کارخانه خبر داشته باشی. بايد بدانی زير اين سق فها چه می گذرد." و به آلونک های پشت مجسمه اشاره کرد. از آن شب
ديگر او را نديدم. فکر می کنم آن شب همين که با تکان سر و تندی نگاه به آلونک ها اشاره کرد در ميان همان آلونک ها
از من جدا شد. هر وقت ب هاو فکر می کنم آلونک ها را در آن زمستان سرد م یبينم و آن رفيق ريزنقش را که مثل گوزنی
سرمازده در لابلای آلونک ها از من دور شد. مبارزی هنرمند بود. گاه شعر م یسرود و گاه قصه ای می نوشت. در نقد
هنر و هنرمند اگر چه بيش از چند نوشته ندارد بنيان گذار نگرش و شيوه ای مارکسيستی در نقد هنر است. آن آخرين
شبی که ديدمش از خانه ی تيمی به تئاتر آمده بود و من نم یدانستم. مثل کودکی روستايی ساده و مثل توسنی کوهی
هوشيار بود. رفيقی ساده و هوشيار، نقاد و مهربان... رفيقی انقلابی که به ما درس ها آموخت.
رفيق کبير پويان و ديگر رفيقانش بنيان گذاران جنبش نوين انقلابی ايران بودند. جنبشی که هنوز ارز شهای تاريخی آن
به ويژه در زمينه پيوند خلاق تئوری و پراتيک و نتايج نوين آن موضوع مبارزات تئوريک نيروهای انقلابی است

Sonntag, 20. Mai 2012

صدای دانشجویان در بند باشیم ( 18.5.2012 ) آلمان / مونیخ





Sei die Stimme der iranischer Studenten in Ketten


Die Zukunft Irans, hinter Gittern


Studenten gehen in den Universitäten, um zu lernen und um zu diskutieren.
Sie sollen neue Personen und Meinungen kennen lernen und eine bessere Gesellschaft erschaffen.
Jedoch müssen sie mit Dingen wie Zensur, Festnahmen, Belästigung, Bestrafung und Bedrohungen konfrontieren.
Studenten gehören in Universitäten und nicht in Gefängnissen. Iranische Studenten sind wegen dem Verlangen nach Demokratie in Gefangenschaft und ihnen wird verboten zu studieren.
Wer ist für solche Verhalten des islamischen Regimes verantwortlich?


Majid Tawakolli, ein iranischer Student in Gefangenschaft der islamischen Regierung Irans, hat seit Monaten keinen Kontakt zu seine Familie gehabt
und seine Mutter wurde es verboten ihn zu besuchen.
Wir rufen Sie somit auf, seine Stimme zu vertreten, denn sein Leid teilt er mit dem ganzen iranischen Volk.


Wir, der iranische Solidaritätsverein in München, rufen jeden, der für Menschenrechte steht und für seine Freiheit
kämpfen würden, sich den Studenten im Iran, die unter sehr harte Bedingungen leben, anzuschließen und sie beim Kampf gegen der islamischen Regierung zu unterstützen.
Zur Zeit sind offiziell dreißig Studenten in Gefangenschaft und vielen davon warten auf die Entscheidung der Richter.
Darunter sind:
Mohammad Ahdi, Hassan Assadi Zeydabadi, Hamed Omidi, Majid Tawakolli, Saeed Jalalifar, Ali Jamali, Mahdi Khodaee, Babak Dashab, Majid Dori, Hamed Rouhinejad, Rouhollah Rouzitalab, Hossein Rounghi-Maleki, Shahin Zeyn-Ali, Rouzbeh Saadati, Afshin Shahbazi, Fereshteh Shirazi, Ighan Shahidi, Arash Sadeghi,
Abulfazl Tabarzadi, Javad Alikhani, Mehrdad Karami, Mahdie Golrou, Habibollah Latifi, Ali Akbar Mohamadzadeh, Shabnam Madadzadeh, Zia und Atefeh Nabavi und Bahareh Hedayat.


Iranischer Solidaritätsverein
hambastegi.hambastegi@yahoo.de
http://iranischesolidaritaet.blogspot.de/

Montag, 14. Mai 2012

صدای دانشجویان در بند باشیم. Sei die Stimme der iranischer Studenten in Ketten”.


جای دانشجو در دانشگاه است نه پشت میله های زندان
فراخوان
دانشجویان زندانی ،زندانیان سیاسی را از یاد نبریم
زمان : جمعه 2012.5.18
از: 19.30 تا 20.30
مکان
Neuhauserstr. 8,,
(Fußgängerzone) , München
  1. کانون همبستگی ایرانیان،آلمان / مونیخ
hambastegi.hambastegi@yahoo.de
http://iranischesolidaritaet.blogspot.de

Der Platz der Studenten ist in der Universität, nicht hinter den Eisenstangen des Gefängnisses
Kundgebung
Freiheit für gefangene Studenten und alle Politische Aktivisten im Iran
Wann: Freitag 18. Mai .2012,
19:30 bis 20:30 Uhr
Ort: Neuhauserstr. 8,,
(Fußgängerzone) , München
Iranischer Solidaritätsverein
hambastegi.hambastegi@yahoo.de
http://iranischesolidaritaet.blogspot.de/




Montag, 7. Mai 2012

بمناسبت دومین سالگرد اعدام فرزاد کمانگر و ۴ همراهش

بمناسبت دومین سالگرد اعدام فرزاد کمانگر و ۴ همراهش 
 
سالگرد 19  اردیبهشت را که یاد آور اعدام جانگداز عزیزانمان فرزاد کمانگر معلم کرد 35 ساله، شیرین علم هولی، زندانی سیاسی اهل ماکو،  29ساله، علی حیدریان و فرهاد وکیلی, فعالان سیاسی اهل سنندج و مهدی اسلامیان است را  گرامی می داریم و مبارزه افتخار آفرینشان از هر طریقی که بود ارج می نهیم و می دانیم که:

"مرگ ستاره نوید بخش طلوع خورشید است."

یادشان جاودان و راهشان پرره رو باد


Mittwoch, 2. Mai 2012

گرامی باد روز جهانی کارگر / آلمان / مونیخ




گرامی باد روز جهانی کارگر / آلمان / مونیخ

به کارگران ، زحمتکشان ، مبارزان
آنان که می کوشند و نمی هراسند
آنان که با رنج تن پیوسته کار می کنند ، می سازند و رنگ نمی بازند
آنان که به دست آهن تفته خمیر می کنند و از امیران بی نیازند
روز جهانی کارگر خجسته باد
کانون همبستگی ایرانیان / آلمان / مونیخ




Montag, 30. April 2012

جشن اول ماه مه بر کارگران و زحمتکشان ایران خجسته باد


اول ماه مه روز همبستگی کارگران و زحمتکشان جهان است
 جشن اول ماه مه بر کارگران و زحمتکشان ایران خجسته باد

اول ماه مه روز جهانی کارگر ازراه می رسد و کارگران جهان در این روز با شکوه هم پیوندی و هم سرنوشتی طبقه خود بعنوان یک طبقه جهانی را جشن می گیرند . اول ماه مه در ایران اما تعطیل رسمی نیست و کارگران ایران همچنان برای برسمیت شناخته شدن این روز بعنوان روز جهانی کارگر مبارزه می کنند .
کارگران ایران امسال در شرایطی به استقبال اول ماه مه می روند که دراقتصاد ویران، درآمد های سرشارنفت (سال 1390 درآمد نفت به بیش از95 میلیارد دلار رسید) بتاراج می رود و میلیونها نفردرزیر خط فقر قرارگرفته اند. در حالیکه رسما خط فقر 575400تومان (230یورو در ماه ) اعلام شده ، حداقل دستمزد کارگران 387750تومان (155یورو در ماه ) تصویب شده است . بدین ترتیب بخش عظیمی از مزد بگیران کشوربه ورطه فقررانده شده و با وجود اشتغال قادربه تامین حداقل معاش خود نیستند،علاوه بر ان دهها هزار کارگر هرروزه برای دستمزدهای عقب افتاده ای مبا رزه می کنند که دربرخی موارد عدم پرداخت دستمزد ها به بیش از بیست ماه رسیده است .
کارگران ایران در صورت بیکاری بی بهره از حقوق و تامین اجتماعی اند . سطح دستمزد ها با سطح تورم تناسبی ندارد ، در حالیکه نرخ تورم به %21/5 رسیده وقدرت خرید کاهش یافته ودستمزد واقعی کارگران پایین نگه داشته شده است . این وضعیت رقت بار و کمرشکن به کارفرمایان اجازه می دهد تا با سوء استفاده از هرج ومرج اقتصادی و در فقدان تشکل های مستقل کارگری هرچه بیشتر برای کسب سود های نجومی همین حداقل بهای نیروی کار را نیزهدف قرار دهند و با منطق "کارارزان ، کارگرارزان" در شرایط بیکاری گسترده به استثمارو حشیانه ی کارگران بویژه کارگران مهاجر منجمله کارگران افغان در ایران ادامه دهند . کارگرانی که ناچارا گاهی در ۳ شیفت کار می کنند و در مقابل 12 ساعت کارطاقت فرسا و خدماتی با دریافت مزدی کمتر از حداقل دستمزد تعیین شده در زیر خط فقر زندگی نمایند.
فعالین کارگری ایران که به همراه خانواده هایشان با آگاهی طبقاتی برای تغییر وضعیت موجود مبارزه می کنند هرروزه تحت فشار وکنترل پلیسی قراردارند و" بجرم اقدام علیه امنیت کشور" دائما مورد آزار واذیت قراردارند . دستگیری محمود صالحی ،منصور اسانلو ، بهنام ابراهیم زاده ، علی نجاتی ، رضا شهابی ، علیرضا غلامحسینی ، رضا رخشان ، ابراهیم مددی تنها نمونه هایی است که نشان می دهد ، دولت کنونی احمدی نژاد نیز علیرغم وعده های عوام فریبانه اولیه همچنان سیاست های ضد کارگری را ادامه داده و با سرکوب فعالین کارگری مانع سازمانیابی کارگران در تشکل های مستقل خود برای دفاع جمعی و سازمانیافته ازحقوقشان می گردد.
رسالت دولت احمدی نژاد اجرای سیاست خصوصی سازی و هموارکردن راه حرکت سرمایه و انباشت سرمایه در یک چشم اندازدرازمدت است . این دولت بعنوان بزرگترین کارفرمای کشورو سرمایه گذار برای توسعه منافع اقتصادی و بهره وری از منابع سود آوردرکل منطقه به رودررویی با قدرت های غربی دامن می زند تا با قدرت نمایی نظامی بتواند از رقبای منطقه ای وجهانی امتیازات اقتصادی گرفته و درسرمایه گذاریهای استراتژیک و سودهای حاصله سهم خویش را تضمین نماید.
دراین وضعیت بحرانی است که رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی به بهانه خطرخارجی با شدت مطالبات معیشتی ، اجتماعی و سیاسی لایه های مختلف اجتماعی منجمله کارگران، زنان ، دانشجویان و آزادیخواهان را سرکوب می نماید و از سوی دیگر با وعده " امنیت سیاست – اجتماعی " سرمایه داران بزرگ خارجی را دعوت به سرمایه گذاری می نماید
بنابراین دولتی که اجرای خصوصی سازی اصلی ترین راستای سیاست اقتصادی اش را تشکیل می دهد و بر اصلی ترین رشته های اقتصادی کنترل تمام دارد و بزرگترین کارفرمای کشورمحسوب می شود بدنبال تضمین بیشتر جایگاه سرمایه داری ایران در روابط سرمایه داری جهانی است و ناچار است خود را با نیاز های سرمایه جهانی تطبیق دهد وبرای تقسیم بازار جهانی و محدود کردن حقوق کار و در هم شکستن تشکل های کارگری ازسیاست های غالب جهانی موسوم به نئولیبرالیسم تبعیت نماید . بی دلیل نیست که صندوق بین المللی پول در گزارش اخیرش در باره ایران ، احمدی نژاد را مورد تمجید قرار داد و از محرک های تازه ای که احمدی نژاد برای اجرای خصوصی سازی ایجاد کرده است ابراز خشنودی نمود . روشن است که سرکوب خشونتبار جنبش کارگری هیچگاه مانعی بر سر راه سرمایه های بین المللی در حمایت از چنین رژیمهایی نبوده است.
اول ماه مه در ایران سمبل مبارزه ی متحدانه و بین الملل کارگری است . ضرورت این مبارزه و آگاهی از منافع طبقاتی در بین کارگران ایران نیز حاصل شرایط واقعی و عینی است که جامعه سرمایه داری آنرا سبب شده است . ازهمینروست که جنبش کارگری ایران در مقابل تعرضات سرمایه بخش جدایی ناپذیر جنبش بین المللی کارگری است . این جنبشی است که به اعتبار خود ویژه گی ضد سرمایه داری اش با جنگ و نظامیگری مخالف است و بهمراه مطالبات روزمره برای جهانی عاری از جنگ و برقراری عدالت مبارزه می کند .
اول ماه مه روز همبستگی ، همگرایی و همکاری مبارزاتی نهاد ها و تشکل های مستقل کارگری در ایران است . این آن پیامی است که کارگران پیشرو ایران امسال با امید به تحقق و گسترش آن به استقبال اول ماه مه شتافته اند.
ما کانون همبستگی ایرانیان در مونیخ که خود بخشی از طبقه کارگرآلمان محسوب می گردیم با پشتیبانی قاطع از مبارزات ضد سرمایه داری درون جنبش کارگری ایران و حمایت از مطالبات عموم کارگران ایران منجمله حق تشکل مستقل کارگری و برسمیت شناخته شدن اول ماه مه بعنوان روز تعطیل رسمی در ایران ، کلیه فعالین کارگری آلمان را به ادامه همبستگی بین المللی با کارگران ایران فرا می خوانیم تا در این وضعیت بحرانی که در منطقه ی خاورمیانه حاکم گشته و کابوس جنگی دیگر را به گردش درآورده است ، بتوانیم با حمایت از مطالبات برحق کارگری فعالین کارگری ایران را یاری رسانیم و اول ماه مه امسال را به روز همبستگی کارگری و مبارزه با توطئه های سرمایه داری بر علیه طبقه کارگرو مبارزه ی قاطع با جنگ طلبی و جنگ افروزی مبدل نماییم . پیروز باد مبارزات کارگران جهان

کانون همبستگی ایرانیان، آلمان / مونیخ
hambastegi.hambastegi@yahoo.de
http://iranischesolidaritaet.blogspot.de





Es lebe 1 Mai , internationaler Tag der Arbeit


1. Mai, der internationale Tag der Arbeiter, naht. Weltweit bereiten sich Arbeiter für diesen glorreichen Tag ihrer Solidarität vor, um an ihre schicksalhafte Gemeinsamkeit zu erinnern und sie zu feiern. Im Iran ist dieser Tag jedoch noch immer kein freier Tag. Die Arbeiter im Iran kämpfen weiterhin für die Anerkennung des Tags der Arbeiter.
Die Arbeiter im Iran gehen den 1. Mai unter schwierigsten Bedingungen entgegen. Sie befinden sich in einer wirtschaftlichen Ruine, in der die horrenden Öleinkommen (2011 wurden über 95 Milliarden Dollar erzielt) geplündert werden und Millionen Menschen unter der Armutsgrenze leben müssen. Während die Offizielle Armutsgrenze auf 575400 Toman (230 Euro) festgelegt wurde, beträgt der ebenso staatlich festgelegte Mindestlohn gerade mal 387750Toman (155 Euro) im Monat. So wurde der Großteil der Lohnabhängigen in die Armut getrieben. Diese Menschen sind trotz Beschäftigung nicht in der Lage, ihre Grundbedürfnisse zu decken und ihr Lebensunterhalt aufrecht zu erhalten. Darüber hinaus kämpfen Zehntausende Arbeiter um ihren zurückbehaltenen bzw. Nicht gezahlten Löhne, die in manchen Fällen sogar die Grenze von 20 Monate Verzögerung erreicht haben.
Die Arbeiter im Iran verfügen im Falle der Arbeitslosigkeit über keinen sozialen Schutz. Die Löhne steigen nicht nur gemessen an die Inflationsrate, sondern befinden sich in andauernde Bewegung nach unten. Diese miserablen Verhältnisse ermöglichen den Unternehmern, den wirtschaftlichen Chaos und die fehlenden Organisationen der Arbeiter voll auszunutzen. Die Gunst der Stunden nutzend, greifen die Unternehmer sogar diese niedrigen Löhne an, um weiter hin nach dem Motto „billige Arbeit, billige Arbeiter“ den Ausbeutungsgrad zu verschärfen und die entrechteten Arbeiter, darunter die Immigranten aus Afghanistan, ausbluten zu lassen. Nicht selten arbeiten viele in 2, 3 Schichten. Auch ein Arbeitstag von 12 Stunden harter Arbeit wird nur unter der festgelegten Mindestlohngrenze entlohnt.
Unter solchen Bedingungen kämpfen die Aktivisten der Arbeiterbewegung mit ihren Familien für die Änderung des gegenwärtigen Zustands. Sie sind einer täglichen polizeilichen Kontrolle ausgesetzt und werden unter dem Vorwand „Insurktion gegen die Sicherheit des Landes“ schikaniert. Die Inhaftierung von Mahmoud Salehi, einer der bekanntesten Arbeiteraktivisten, am 9. April 07, ist nur ein, wenn auch besonderes, Beispiel dieser Fälle. Unter der Anschuldigung der Teilnahme an Maikundgebungen 2004 in Saghez, eine Stadt in Kurdistan, ist er jahrelang bedroht, schikaniert, festgenommen und durch die Gerichtsinstanzen geschleift worden. Diese Machenschaften zeigen, dass auch die Regierung Ahmadinedhschad’s trotz demagogischer Versprechungen, weiterhin die arbeiterfeindliche Politik ihrer Vorgänger fortsetzt. Sie versucht mit der Unterdrückungspolitik die Bemühungen der Arbeiterschaft für die Gründung ihrer unabhängigen Verbände für die gemeinsame Verteidigung ihrer Rechte zu unterbinden.
Die längerfristige Aufgabe der Regierung Ahmadinedschad besteht in der Durchführung der Politik der Privatisierung, um den Weg für die Investitionen und die Akkumulation des Kapitals zu ebnen. Als größter Investor und Arbeitgeber des Landes schürt diese Regierung zugleich die Auseinandersetzung mit den westlichen Mächten für die Durchsetzung und Vergrößerung ihrer wirtschaftlichen Interessen und die Ausbeutung der Ressourcen in der Region. Sie versucht mit der Demonstration militärischer Stärke ihrer regionalen und globalen Konkurrenten Konzessionen abzuringen und ihren eigenen Anteil an der strategischen Teilung der Ausbeute zu sichern. Unter dem Schatten dieser krisenhaften Entwicklung und mit dem Vorwand der ausländischen Gefahr unterdrückt sie mit massivem Einsatz der Gewalt alle wirtschaftlichen, sozialen und politischen Forderungen unterschiedlicher Bevölkerungsschichten von Arbeitern bis hin zu Frauen, Studenten und Freiheitsliebenden Menschen. Gleichzeitig verspricht sie ausländischen Investoren „sicheres soziales Umfeld“ und lädt sie zu Investitionen im Iran ein.
So bleibt einer Regierung, die die Privatisierung als wichtigste Säule ihrer Wirtschaftspolitik definiert, keine andere Wahl, als sich den Bedürfnissen des weltweit agierenden Kapitals anzupassen. Dass diese Regierung selbst alle wichtigen Bereiche der Wirtschaft unter ihrer Kontrolle hat und der größte Arbeitgeber im Lande ist, bestärkt sie gerade in ihrem Bemühen, sich den Rahmenbedingungen des globalen Kapitals anzupassen. Nicht ohne Grund lobt der letzte Bericht von Internationaler Währungsfond (IWF) gerade die Regierung Ahmadinedschad’s für ihre Bemühungen, neue Impulse bei der Privatisierung ausgelöst zu haben. Dass dabei die Arbeiterbewegung brutal unterdrückt wird, war nie für das internationale Kapital ein Hindernis, solche Regime zu unterstützen.
Liebe Kollegen, liebe Kolleginnen,
der 1. Mai im Iran gilt als Symbol des einheitlichen und internationalen Kampf der Arbeiter. Die Notwendigkeit des Kampfes um diesen Tag ist den objektiven Bedingungen entsprungen, die allen kapitalistischen Gesellschaftsordnung immanent sind. So ist die Arbeiterbewegung im Iran ein untrennbarer Bestandteil der internationalen Arbeiterbewegung. Sie ist Kraft ihrer antikapitalistischen Zuneigung gegen jegliche Kriegs- und Militarisierungspolitik und kämpft neben ihrem täglichen Kampf für eine Welt ohne Kriege und für die Gerechtigkeit.
Gerade in diesem Jahr ist der 1. Mai mehr denn je zu einem Tag der Solidarität, des Zusammenfinden und der Zusammenarbeit aller unabhängigen Initiativen und Organisationen der Arbeiterbewegung im Iran. Mit dieser Botschaft der Hoffnung gehen die fortschrittlichen Arbeiter im Iran dem 1. Mai entgegen.
Wir, Iranischer Solidaritätsverein , die uns selbst als einen Teil der Arbeiterbewegung in Deutschland verstehen, bekunden unsere entschiedene Unterstützung der antikapitalistischen Kämpfe innerhalb der Arbeiterbewegung im Iran. Wir unterstützen die Forderungen aller Arbeiter im Iran, von Recht auf Gründung unabhängiger Vereinigungen bis hin zur Anerkennung des 1. Mai als offizieller Feiertag. Wir rufen alle Aktivisten der Arbeiterbewegung in Deutschland auf, ihre Solidarität mit den Arbeitern im Iran verstärkt fortzusetzen, um gemeinsam unter den schwierigen Bedingungen der gegenwärtigen Drohungen eines Krieges im Mittleren Osten, die Arbeiter im Iran zu einem erfolgreichen Kampf gegen die Kriegspolitik zu verhelfen. Der 1. Mai kann in diesem Jahr zu einem Tag der Arbeitersolidarität und des Kampfes gegen die arbeiterfeindlichen Pläne des Kapitalismus werden.
Hoch lebe der weltweite Kampf der Arbeiter.
Iranischer Solidaritätsverein
hambastegi.hambastegi@yahoo.de